تبليغاتX
رها رها رها دل... -

رها رها رها دل...

من و آسمون و جاده...

سلام شیطان !

حالت چطوره؟  امیدوارم که ...  باید امیدوار باشم خوب باشی؟

خلی دلم میخواد بدونم تو معمولا چه حسی داری؟

ببینم تو اصلا دلتنگ میشی؟... افسرده چی؟... شاد و هیجان زده و خوشحال چی؟

حتما میشی! اخه خودم بارها خوشحالت کردم! بارها خودم بهت اعتماد به نفس دادم... این حس و بهت القا کردم که قدرتت عظیمه و باعث شدم به خودت ببالی...

راستی یه چیز میگم بهت برنخوره ها ...

دلم هیچ وقت واست تنگ نمیشه

آخه تو همیشه با منی... کنارمی...  هیچ وقت نمیشه تنهام بزاری

ولی بگو بینم چرا باز همیشه احساس تنهایی میکنم؟؟

چرا تا میام یه کم با دلم خلوت کنم باز تو با یه دسته گل تازه و یه ماجرای تازه از راه میرسی؟

خودتم میدونی هیجانات و ماجراهات چقدر برام لذتبخشه

ولی چرا آخرشون همیشه تلخه؟

وا؟...  کجا رفتی؟...  داشتم باهات حرف میزدماااااا

آخ...  صدای اذون میاد...

برم وضو بگیرم ...!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 22:26  توسط رها  |