صدای دلتنگی بلنده...
صدای دلتنگی بلند است...
فریاد میزنم ولی جز صدای سکوت از حنجره ام بر نمیخیزد !
دوباره دلم تنگ است...!
چشمهایت رنگ دلخوری داشت
و نگاهت رنگ اخم
صدایت غمگین
و شعرت سنگین ...!
آنقدر رنجیده بودی که صدای بغضم را نشنیدی...
دوباره احساس میکنم که جاده هایم را نمیشناسم !
به چشمهایم نگاه کن
تا بر خیزم !
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384ساعت 11:8  توسط رها
|
